اولین غزل - حبیب ذوالفقاری
اولین غزل
شاعر : حبیب ذوالفقاری
بیا به یک بهانه ی کوچک ز هم گذر نکنیم
ز هر رهی که غریب است بیا سفر نکنیم
بیا که بوسه هایت تمام زندگی است
کنار نگذاریم و به دست، مختصر نکنیم
من از نسیم هم می ترسم،که می برد بویت
به سمتِ طوفان نرویم و بیا خطر نکنیم
ببین که اولین غزل هم برای تو آمد
بیا و قافیه اش باش و شعر را هدر نکنیم
من از اسارت دائمِ در شعر می ترسم
بیا که بودنمان را فقط غزل نکنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۲ ساعت 18:53 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود