می آیی و از عشق تو من میروم از هوش - مجید یوسفی صفت
می آیی و از عشق تو من میروم از هوش
شاعر : مجید یوسفی صفت
می ایی و از عشق تو من میروم از هوش.
زین طره و گیسو و لب و زلف و بناگوش.
حوری صفتی ماهرخی نیک خصالی.
مهتاب وشی ماه شد از روی تو مدهوش.
یاد خم گیسوی تو ما را به کجا برد
تن میکنم این یاد تو و گم کنم اغوش
ای ماه شب چارده ای سرو دلارام
ای شمع شبستان غزل لاله ی خاموش
شادم چو تو در طالع من نیک بگنجی
شاهم چو شدم از می و مینای تو مدهوش
ارامش عشق تو به عالم نفروشم
گفتند حکیمان به دو عالم تو بنفروش
طرار تر از زلف تو جایی بتوان یافت؟
ای عشق من ای ماه من ای مه رخ گلپوش
رازیست در ابیات من و فاش نگویم
دیوانه منم من که کشم یاد در اغوش
یوسف همه زیبایی اش از عشق تو گم شد
موسی شد از اندیشه سینای تو مدهوش
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ ساعت 22:16 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود