گرد - محمد فلاح
گرد
شاعر : محمد فلاح
از دختری نجیب. نه دختری به فکر جیب.
.و. دختری که گاف داد .و. شعر هایی از فساد.
از دستهای لرزان و بوسه های ارزان.
.و. عشق های ممنوع .و. هرزه های مشروع.
از زنان لحظه ای که با ادا و غمزه ای…
و. شبناله های زشت .و. حورهای از بهشت.
از قرار در خیابان و ارتباط پنهان.
.و. دختری که سمت دود… . و. دختری که خیلی زود…
از «کلاه باران». از «رضا عطاران».
.و. تازیانه نگاه چراغ قوه داران.
از اینکه دور میزی. باغ و دربند و دیزی.
.و. رختخواب مسموم .و. یک پری مغموم.
از اینکه مرد نباشی .و. دائما طرد باشی.
.و. آفت مرد بودن : بیخیال و سرد بودن.
از اینکه زن باشی. لوس و مستهجن باشی.
.و. در پی بهانه بودن : روزها شبانه بودن.
از مجله های زرد و تیتر منحصر به فرد.
.و. کودکان دوره گرد .و. عشاق شب گرد.
از هفته های تکرار و خلسه های مرگبار.
.و. قلب آن عروسکی که با همان خروسکی که…
از گشت ارشاد و دختری که وا داد.
.و. حس و حال فرهاد .و. شیرین که پا نداد.
از حقوق جنس زن .و. مالکیت بدن.
.و. در قرن بیست و یک که جهل یعنی یک به یک.
از بیمه ی باسن .و. از فروش روح و تن.
.و. فیلم های پور.نو .و. منکرات و شهر. نو.
از ارتباط راه دور .و. رخت لیز و منفور.
.و. تن فروش لخت و عور .و. شاهدی که آباژور.
از حقوق بشر .و. حق زیر کمر.
.و. از این همه فساد .و. مردمی که حزب باد…
بیا عطش و درد را دفع کن به آب شور.
.و. زهر کن ناهار و شام : کافئین و کافور…
بیا به کوچه های سرد و پسکوچه های درد.
.و. مرگ یک رادمرد در چنگال گَرد… .
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود