برای استاد قزوه

شاعر : امیر علی سلیمانی

تو اشک می ریزی ، مثل خاک نم بخورم
وجود داری تا غصه ی عدم بخورم

چگونه است هوایت ؟ چگونه است شبت ؟

برای من که مقدر شده است غم بخورم

اگر شراب شراب تو : افتخار من است

اگر شرنگ شرنگ تو : حاضرم بخورم

اگر چه توبه نمودم ولی عدالت نیست

شبی که ساقی مستان نشسته کم بخورم

چقدر باید از دفترم بپرهیزی ؟

چقدر باید از دفترت قلم بخورم ؟

دلم هوای غزل کرده ، شعر تازه بخوان

چقدر باید از جام محتشم بخورم ؟

در این زمانه که دریا رفیق ساحل نیست

تو آبروی منی ، حاضرم قسم بخورم