دلتنگی

شاعر : رعنا امیریان

به رسم عاشقی از ابتدای دلتنگی
غمین و ناخوشم از روزهای دلتنگی

چقدر دست تو از دستهای من دورند
که من دوباره شدم مبتلای دلتنگی

قسم به هر تپش عاشقانه در قلبم
دلم گرفته ازین انزوای دلتنگی

تو هم زجنس منی، عاشقی و میدانی
تمام درد من و رازهای دلتنگی

غریبه نیستی و از دلم خبر داری
میان قلب منی ای خدای دلتنگی!

دوباره می روی و غرق می شوم در غم
به زیز بارش غم در هوای دلتنگی

سپیده سر زده در لابلای موهایم
غروب عمر من این انتهای دلتنگی