گلبرگ خیال

شاعر : محمد جوکار

ز آذرخش نگاهت ، ستاره می رقصد
میان قافیه هایت ، شراره می رقصد

تمام حجم لبانت ، پر از شکرخند است
دلم به رقص لبانت ، دوباره می رقصد

در انتظار طلوع تبسمت ، قلبم
اشاره هم نکنی ، بی اشاره می رقصد

به پیشواز قدمهای نازکت ، دل من
گهی پیاده ، گهی هم سواره میرقصد

بنام تپش عشق و شعر و شور و شراب
الهه ی یلدا ، دمی استخاره می رقصد

میان ریزش گلبرگ ” یاس خیال “
غزل به قافیه و استعاره میرقصد