وقتی غریب باشی

شاعر : هلیا حسینی

حواست کل عالم،وقتی که سیب باشی…
سخت است باورمرگ ،وقتی طبیب باشی…

آرام می کُشندت کابوس های هرشب
در اوج آشنایی وقتی غریب باشی…

لبخندهای شادش در پیش چشم مردم
بدجور درد دارد ، وقتی رقیب باشی…

این شهر سادگی را هرگز نمی پسندد
اینجا برای مردم باید عجیب باشی…

کافی است این مدارا،یک عمر بی صدایی
مرداب کوچک من! باید مهیب باشی…

گفتی که خواهم آمد، رفتی و برنگشتی
باور نداشتم که ، اهل فریب باشی..!