سایه

شاعر : حبیب ذوالفقاری

در شبی قشنگ…به گواهِ ماه.

سایه ای ترا ز دستم برد

که هنوز، گیج و مبهوتم

سال ها گذشته و اما!

این سوالِ همیشه تکراری

در پیِ جواب می گردد

که،

شاید او حقیقتی بوده ست؟

سایه هم در اصل،

من بودم…!