سایه - حبیب ذوالفقاری
سایه
شاعر : حبیب ذوالفقاری
در شبی قشنگ…به گواهِ ماه.
سایه ای ترا ز دستم برد
که هنوز، گیج و مبهوتم
سال ها گذشته و اما!
این سوالِ همیشه تکراری
در پیِ جواب می گردد
که،
شاید او حقیقتی بوده ست؟
سایه هم در اصل،
من بودم…!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۷ ساعت 23:0 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود