پیش از این باغ دلت عرصه ی پاییز نبود
افق چشم تو این گونه غم انگیز نبود

دست های تو پر از شبنم و گل بود و نسیم

دل دریائیت از دلهره لبریز نبود

دلت از عاشقی و عشق نمی کرد حذر

همچو امروز چنین تشنه ی پرهیز نبود

مهربان بود دلت با گل و با سبزه و سنگ

و شبت خالی از آواز شباویز نبود

غزلم سوخت و در دیده فرو مرد نگاه

وای من! شعر من اینگونه غم انگیز نبود