سایه درد
به صحرای جنون مردی نمانده ست
به دل ها سایه ی دردی نمانده ست
دریغا از سیاووشان این دشت
بجز خاکستر سردی نمانده ست
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۲/۱۸ ساعت 10:14 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود