جهاد شیرین - محمد فلاح
جهاد شیرین
شاعر : محمد فلاح
کوچه پشتی ما دخترک زیبایی.
می و پیمانه و ساقی است خودش تنهایی.
چشمهایش بی کلک
دلبریهایش تک
لیلی قصه به کام دیگران
معشوقه مردان تباه شهر : شیرین جوان
هر ماه پانزده شب
کار او بوسه و لب
شب اعدام محبت
قرص ال دی. . . فقر. . . حسرت . . .
ناله های عاشقانه
در فضای سرد خانه
درد پشت سر درد
آفرین بر این مرد!-
-که ندارد حسی
جز جنون جنسی
همه جا بوی هوس می آید
کودکی به این قفس می آید
دخترک روز بروز پیرتر، ارزانتر شد
مادری فاحشه و فاحشه ای مادر شد
چند سالی به همین حال گذشت
ایدز در سن چهل سالگی. . . آخر هفته . پلاژ . ساحل رشت .
عمر او در این جهنم سر شد
عاقبت پرپر شد
سال بعد از مرگ شیرین، این جهاد اقتصادی
راه و رسم دخترانش : فاطمه. . . هنگامه. . . شادی. . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ ساعت 18:1 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود