زلال یار - امیرعلی مطلوبی
زلال یار
شاعر : امیرعلی مطلوبی
با دیده ی خون بار
مجنون شده لیلای ِ جنون کار
تـاریکـــی ِ شب نـــور سـتـودم،چـه کـنم یار؟
از رنگ و ریـاهــای بـــــرون دار
مانـدم به درون زار
<3
امشب تو بیــا،یـار
ســوزان و پُـر از تب، تـو بیا ،یار
چــون تـارم و بـیـــمار تـو پـودم،چـه کـنم یار؟
با جـمـله ی ِ ” یاربّ ” تو بیا،یار
تــا لب تـو بـیـا،یـار
<3
بـیـدل شـده ام،یـار
از عشق ِ تو حاصل شده ام،یار
با عشق ِ تو چون دیده گشودم،چه کنم یار؟
دور از تو، چو ساحل شده ام،یار
در گِـل شـده ام،یـار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۴ ساعت 18:15 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود