میلاد
دنيا آينه ي مه آلود آخرت است
چون از رحم شب بيرون آمدي
گرم ، بر سينه ي خورشيد
ــ تا مي تواني ــ نور بنوش !كه شبي بس تاريك
در راه است
شايد روشني دلت
فانوسي گردد بر تاريكي گور !حتّي پرده اي نازك ؛
خورشيد را از ما مي گيرد !
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۲/۲۵ ساعت 16:0 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود