خاموشی به

شاعر : امید کاظم زاده

در وصف جمال دوست،خاموشی به
از باده ی شوق،خورده،مد هوشی به

از دغدغه های بی شمار این قرن
جز یاد عزیز او فراموشی به

گویند که عشق بی وفایی دارد
با هر چه رسد زدوست،هم دوشی به

وقتی که نمی رسی به وصل جانان
با خواب و خیال اوهم آغوشی به

ای چشمه ی طبع ،وقت جوشیدن شد
سوگند به نام عشق،خود جوشی به

چون حاصل هوشیاریم دلخونی است
از باده ی سرخ عشق،بی هوشی به

دوران بهار،ساقیا کوتاه است
در سبزیٍ باغ و دشت،مٍی نوشی به

بلبل به زبان حال،با گل می گفت
در وقت سفر،نوای چاووشی به