شعری برای راهیان نور

دریا دلان
شاعر : مریم سادات سجادی
یه روزی جنگ بود و خون و ترکش
بیا یادی کنیم از مردای مردش
همان مردان عاشق پیشه و مست
هنوز مردان عاشق پیشهای هست
چه پروانههایی که بیپر شدند
چه سرو قامتانی که بیسر شدند
همان لحظه که مجنون در جنون بود
در آن ساعت که همت غرق خون بود
چو دریا دل به دریا دل سپردند
میان موج طوفانها نمردند
گروهی زخمی و مجروح و خسته
گروهی منتظر با بال بسته
تمام دشتها پر لاله بودند
تمام لالهها پر میگشودند
بیا سنگر به سنگر گل بذاریم
بیا تا یک گلستان گل بکاریم
به پاس حرمت خون شهیدان
بیا همرزم تو تنها نذاریم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۷ ساعت 17:53 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود