مثل آیینه - امید کاظم زاده
مثل آیینه
شاعر : امید کاظم زاده
مثل آیینه به یک سنگ، شکستن سخت است
تا سحر، چشم پر از اشک نبستن سخت است
از همه، یار و دیار و وطن و کاشانه
رشته ی مهر به ناچار گسستن سخت است
نوبهار است و زمین باغ بهشتی اما
بر لب جوی،بدون تو نشستن سخت است
ما که با زیرکی از دام بلاها جستیم
با پر و بالم از این دام،نجستن سخت است
من که از حرمت ساقی نشکستم پیمان
دیدن لحظه ی پیمانه شکستن سخت است
خانه هر چند که امن است ولی دور از تو
دل،به این خانه بی خاطره بستن سخت است
بی تو ای روح و روان،عمر چه معنی دارد؟
زندگی جای خودش بودن و هستن سخت است
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۸ ساعت 19:6 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود