به شاعر خائن به خون هزاران شهید

شاعر : جواد شیخ الاسلامی

هر کسی حال و هوایش به خودش می اید
مثلا گاو صدایش به خودش می اید

این همه آبرو و این همه جاه و عزّت
مفت زاهد؛ که ریایش به خودش می اید

دم سگ گرم! نمی گیرد پای یاری
دم سگ گرم! وفایش به خودش می اید

مرو از دوش شهیدان بالا؛ می افتی
هر کسی رفت، بیایش به خودش می اید

گرچه امروز نمی اید و حالش خوب است
اه... یک روز جزایش به خودش می اید

مگس وزوزکن، شاعر خائن به وطن
مُرد در چاه؛ سرایش به خودش می اید