آقا بساط آمدنت هم که جور شد - مرتضی عباسی زاده
آقا بساط آمدنت هم که جور شد
شاعر : مرتضی عباسی زاده
آقا بیا , بیا که زمان ِ ظهور شُد
دیگر بساطِ آمدنت هم که جور شُد
آقا بیا ببین که چه آمد به روزمان
باور کنید عاطفه از چشمه شُد
حتا برای لقمه ی نانی بجان هم
افتاده ایم و فاتح آن دستِ زور شُد
جمعی به نام پاکِ تو قداره بسته اند
اینجا بکام و خواستِ مشتی شرور شُد
دین را لباس کرده به بازی گرفته اند
دلها سیاه و نور خدا بی عبور شُد
آشی که پخته اند و به نامت نوشته اند
با روغنی غلیظ , چه اندازه شور شُد
اینجا سخن به قیمت جان میشود تمام
تنها فقط به عشق شما دل جسور شُد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۴ ساعت 17:36 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود