سکوت و ...

شاعر : میترا خان آبادی

می دانی هرشب

خیالی حریص ،در میانه ام ریشه می زند

شکوفه ی ِبغض می دهد

و میوه ی عصیان

و هرپگاه گوشه ی ایوان دلم

حسی مبهم ،پیچک وار ،آویزان می شود

بوی مرگ می دهد

و سکوتهای موازی

کسی می داند آیا

تاوان ترانه های نیمه کاره ی باغ

چند بهار ،دلتنگی ست