سکوت و ... - میترا خان آبادی
سکوت و ...
شاعر : میترا خان آبادی
می دانی هرشب
خیالی حریص ،در میانه ام ریشه می زند
شکوفه ی ِبغض می دهد
و میوه ی عصیان
و هرپگاه گوشه ی ایوان دلم
حسی مبهم ،پیچک وار ،آویزان می شود
بوی مرگ می دهد
و سکوتهای موازی
کسی می داند آیا
تاوان ترانه های نیمه کاره ی باغ
چند بهار ،دلتنگی ست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۵ ساعت 18:28 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود