کنج من

شاعر : علیرضا کاظمی

کنجم را نگاه می کرد
هرگز نفهمید برای گریستن
تنگ است
اشک های دریغ شده از آبشاری بالا می رفت
پایینش من به انتظار
و تقدیر بی رحمانه گفت
من در سکوتش خشک
او در تنهاییش غرق