بامداد - عسگر بهمن یار
بامداد
شاعر : عسگر بهمن یار
به محمّدعلی خان بامداد
خسته از کابوسهایِ دیوزاد
با دلی آکنده از اندوه و یاد
از افق از روشنایی زادِ ماه
از چکادِ کوچه باغِ ابر و باد
سر برون می آورد ققنوس وار
آفتابی مردِ رویاهایِ شاد
یکه و تنها در این شامِ سیاه
می سپارد ره بسویِ بامداد…
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۱۹ ساعت 0:31 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود