دل مشغولی - حسین عابدی
دل مشغولی
شاعر : حسین عابدی
مشغول دل بودم ،به دل مشغولی عادت می دهی
آندم که کافر کردییم حکم عبادت می
دهی
هردم خودم را با دلم وادار جنگم می کنی
بعد از سر صدق وصفا قول وساطت می
دهی
با آنکه من نادیده دلبندت شدم جا نا چرا
نادیده را با ایده هاقول رفاقت
می دهی
جز جرم این دلبستگی یارا گناهم بیش نیست
حالا چرا با جرم کم حکم اسارت
می دهی؟
شرمم شد از روزی که تو هم صحبتم گشتی بگم
ولله نمی دانم چرا قلبم تو
طاقت می دهی
شب شد ولی شب زنده داری گشته عادت بر دلم
آیا تو هم برکار دل
حالا شهادت می دهی؟
یارب تو با این با رسنگین گنا هانم مرا
روزی که در پیشت
خجل گشتم شفاعت می دهی؟
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۲ ساعت 19:15 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود