قفل سکوت

شاعر : عبدالقادر صالحی طبس

قفل سکوت زده ای

بردروازه ی شهر

وقتی هوای چشمانت بارانی بود

توبودی و

یک سیل در میانه ی شب

که تا کرانه ی شانه هایت

حتی تا حوالی آن دروازه در نفوذ

وتوبی خبراز این طغیان

همچنان در پشت پنجره ی نگاه

ایستاده ای