همین جاست - مهدی حسینی
همین جاست
شاعر : مهدی حسینی
جایی که با دل می روی در دل همینجاست!
چله نشینی را رها کن , چل همینجاست!
جایی که باید با وضو در رقص باشی
هی میکشی در سجده هایت, کل همینجاست!
از منطق و از فلسفه یخ زد تمامم
یک استکان چای و غزل با هل همینجاست!
میگفت روزی از خدا…از عشق…کشتن
آنجا که عاشق , میشود قاتل همینجاست!
در بوستان حافظ یوشیج دیدم
جایی سرودن میشود مشکل ,همینجاست
لیلا اگر تنها شود اینجا عجب نیست
جایی که مجنون میشود عاقل همینجاست!
آنجاکه از لب بوسه میروید نه افعی!
همصحبتی با دوستان, محفل همینجاست
یک خوشه ی انگور از تاکی نچیدم…
سهمم شراب کهنه شد!حاصل همینجاست
وقتی در اقیانوس مواجی شدم غرق
گفت از صدف بیدار شو ساحل همینجاست
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۶ ساعت 22:29 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود