ای باده تلخ - امید کاظم زاده
ای باده تلخ
شاعر : امید کاظم زاده
ای باده تلخ،از تو مستم
امید
علاج،در تو بستم
آرام تمام دردهایی
جز تو
زجهانیان گسستم
غیر از تو نبود هیچ یادی
در خلوت خویش
با تو هستم
شاید که طلسم دیو غم را ،
با لطف تو ،بی
صدا شکستم
جای خم زلف نازنینش،
جز باده ندیده
است دستم
ای کاش به روی دامن او،
مانند غبار،می
نشستم!
بیماری عشق،لا علاج است
در زیر گرانی اش
شکستم
باور نکنید هر که گوید:
از بند بلای
عشق،جستم
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۱ ساعت 0:14 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود