شعر حسین اسرافیلی به مناسبت سالگرد تولد قیصر امین پور

پیش از اذان
شاعر : حسین اسرافیلی
تویی در روبروی من چنین خاموش در تابوت
و یا من میکنم در خویشتن تشییع جان قیصر ؟
تویی آیا که میخندی به شام گریههای من
و یا من گم شدم در شبهت وهم و گمان قیصر ؟
ژلنگ زخمداری را که دست ماه دزدیده ست
شکاف صخرهها میدارد از چشمم نهان قیصر
به خود میپیچم و میگردم اینجا در پی چیزی
شبیه بال ، چون مرغی که شد بی آشیان قیصر ؟
چه گفتی آن شب هجرت که برقی زد، ترک افتاد
سه شنبه صبح در آیینههای ناگهان قیصر
مگر در خلوتت با او ، چه سری رفت پنهانی
که رفتی هشتم آبان سحر پیش از اذان قیصر
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ ساعت 23:4 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود