غزل 15 - سمیرا اسلامی
غزل 15
شاعر : سمیرا اسلامی
در نگاهت دوزخی برپاست می دانی تو خوب
شعله اش در چهره ام پیداست می دانی تو
خوب
آه دریا می شوی خاموش می سازی مرا
آتش از خاکسترم برخاست می دانی تو
خوب
آینه بی تاب تر از گریه های هر شبم
انعکاس ناز تو زیباست می دانی تو
خوب
چون هلال ماه نو می خندی و از شادی ات
رد پای عشق پابرجاست می دانی تو
خوب
باز با ناباوری توجیه می سازی مرا
منطقت چون بوعلی سیناست می دانی تو
خوب
اشتباهی سخت خاکم کرد در میدان عشق
باز هم دستان تو بالاست می دانی تو
خوب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۰ ساعت 1:7 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود