تنهاتر از تو - آرزو حاجی خانی
تنهاتر از تو
شاعر : آرزو حاجی خانی
تنهاتراز تو
سکوت می کند
قطره ای باران
که طایفه اش رایادش نیست
چون
مرگ،
پایان احساسم رایادش نیست
پایان گامهایم…
پایان نزدیک به تو بودن
را
چون مرگ
فقط می داند که
فنجان خشکیده ی چای ام
ازآرزوی روییدن
در
لبهای تو
ترک برمی دارد
تنهاترازتو
اکنون
فرش خانه من است
چون باغی
که
هیچ پرنده ای از آن رد نمی شود
تنهاتراز تو
منم که فکر می کنم
مژه
های تو
دارد از داخل کدام غنچه به من نزدیک می شود
که سجده هایم
برروی
پرزهای فرش خانه ام
از همیشه خواستنی تراست.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ ساعت 19:21 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود