وجودی پر از فریاد

شاعر : نسترن آموزگار

وجودی پر از فریاد

با قلبی شکسته

و دستی بسته

و فانوسی خاموش

در سکوتی عالم گیر

پیرمردی خمیده ورنجور

و زنی با دست پینه بسته

و صورتی چین دار

احساس بی تفاوتی

در انتهای من

همه وجودم نابود

زندگی پوچ وبی معنی

نگاهی منتظر به در

انتظاری بیهوده

و التماس برای پایان انتظار

همچون محکومی بر دار

و ما مترسکی گمراه

و اکنون حوالی ما

قلبی آزرده

وتباهی تنهایی

خزان زده