اینجا - رعنا امیریان
اینجا
شاعر : رعنا امیریان
اینجا جماعتی به دلم چنگ می زنند
زخمی به هر غریبه ی دلتنگ می زنند
دیگر
به جمع مردم تنها نمی روم
اینها به ساده بودن من انگ می زنند
با ساز این
جماعت سرمست سالها
رقصیده ام اگرچه بد آهنگ می زنند
گاهی که سنگ درد براین
سینه می زنم
سنگی بزرگتر به منِِِِِِ لنگ می زنند
راه نجات من توشدی، مرگ !
سر برس
اینها مرا به دار توهم سنگ می زنند
بر خاک می کشند دلی را به هر
زمان
اما همیــــشه حرف زفرهنگ می زنند
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۲/۱۷ ساعت 23:12 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود