مرگ صد در صد

شاعر : آرزو حاجی خانی

۱

این احساسِ تلخ بی توبودن
این روزها
مرگ صددرصداست
شکوه و دلتنگی
وقتی باهم آمیخته می شوند
توپیدامی شوی
چون عصاره
درآفرینشی که
بهانه ی شعرهای بی شاعر است
من ازصدای تنگ تو
سکوت ترم
اکنون نگاه کن
چگونه تحقق به دنیاآمدنم
ردپاهای روی یک جاده را
بدون پاهایم
به سمت تومی کشد
گاه دیواراتاقم
چنان شاعرانه
ازشعرهای تو
نم می گیرد
که خیال می کنم
برای احساس ِبودنت
تنها
باید کنارتختم لیوانی باشد.

۲

آنگاه که سراسیمه ای
ودامنم راباد می برد
مثل دشتی از بابونه
پرازگرده های به توآمیختنم
معطروباران خورده
مثل باد ملایمی
ومن لطافتم را
ازکناررفتن روتختی ام دارم
ازاحساسهایی که مغرورانه به بن بست می رسد
تودرانتهای کوچه محصورمی شوی
نگران و پرآشوب
مثل زمانی که
کسی از میان خانه ام
ریل قطاری می زند
وتوتمام دشتهای پرازبابونه را
باچنان اشتیاقی می نگری
که انگارازخط تقارن تنم رد می شوی.