دردا که یار بر سر قول و قرار نیست - فیض الله نکویی
دردا که یار بر سر قول و قرار نیست
شاعر : فیض الله نکویی
دردا که یار بر سر قول و قرار نیست
با ما چو روزگار
دمی سازگار نیست
پیمان شکست و موجه اشکم ندید و
رفت
مهر و وفا ز ماهوشان انتظار
نیست
افشانده ایم بذر محبت به شوره
زار
زین کشت و کار حاصل ما غیر خار
نیست
بر پهن دشت سینه نهال محبتم
آوخ که
خشک گشت و بر او برگ و بار نیست
سر زیر بال برده خموشیم در
قفس
از مرغ پر شکسته غزل انتظار نیست
هر
چند تلخ می گذرد روزگار ما
ما را ملال از گذر روزگار
نیست
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۳/۰۳ ساعت 23:14 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود