اساس و پایه ظلمت همیشه رو به فناست

شاعر : مرتضی عباسی زاده

رسید , فصل بهارو , شکوفه امید
رسیده لحظه ی پایان غیبت خورشید

به گوشه رفت و نهان شد , به ذلت و خواری
شب سیاه , که از رقص نور میترسید

شکست موج سکوتِ , نشته بر این شهر
صدای بانک موذن , به گوش می پیچید

در ان هوای ملقب , به گرگ و میش ان دم
سپیده سر زدو , بر شام تیره میخندید

شکست ظلمت شب , چون نوید روز امد
شعاع نور کند شام تیره را تبعید

اساس و پایه ی ظلمت , همیشه رو به فناست
نه این زمانه !! که در هر زمانه , بی تردید

مرور بیت ششم , خود مرا به وجد اورد
دوباره باز بر ان نکته میکنم تاکید

نه ظلم ماندو نه ظالم , عجب از این دارم
که دیده اندو نکردند , در نظر تجدید

(رها) سروده رها کن , که شام در راه است
دوباره این سیاهی شب میکند تو را تهدید