شمع با فروغ - عبدالله قادری ممتاز

شمع با فروغ
شاعر : عبدالله قادری ممتاز
ای شمع با فروغ ، که در قلب ماستی ،
آری ، تو موج نور ازل از خداستی.
دنیای وعظ با تو ، خمینی صفا گرفت ،
وقت نماز مستِ رخ کبریاستی.
اندر پناه لطف حق از ذکر آیه ها ،
در عالم سجود به ما راهنماستی.
مرشد به عقل گشته و یک عمر یار حق ،
چون در به بهر دین مبین پرضیاستی.
این عالم وجود به تمثیل حق بود ،
گفت : « هر آنچه هست به جز حق فناستی.
در وحدت وجود غنا و کمال هست
بنگر به چشم عقل ، اگر یار مستی ».
گردیده است عالم دین از تو پایدار ،
حقا زی صدق وارث آل اَباستی.
هر چند در حیات تو امروز نیستی ،
در مغز جان مردم عارف تو جاستی
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۳ ساعت 17:55 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود