چیزی یادم نمیاد - محمدمهدی سیار

چیزی یادم نمیاد
شاعر : محمدمهدی سیار
از کتاب درسیای بچگیام
چیزی یادم نمیاد
چیزی یادم نمیاد جز یه نگاه
که همون صفحه اول میدرخشید مث ماه
پیرمرد چشم امیدش به ما بود
امیدش به ما دبستانیا بود
پیرمرد هزارتای برکه و دریا بود چشاش
باب تماشا بود چشاش
با هزارتا آرزو چشم امیدش میشدیم
توی بازیای بچگی شهیدش میشدیم
حالا ما بزرگ شدیم حال امیدتو بپرس
حال و احوال کوچولوی شهیدتو بپرس
از کتاب درسیای بچگیام
چیزی یادم نمیاد
چیزی یادم نمیاد جز یه نگاه
که همون صفحه اول میدرخشید مث ماه
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۴ ساعت 11:51 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود