زخم های کاری - بنیامین پورحسن
زخم های کاری
شاعر : بنیامین پورحسن
عاشق شدن این روزها یک جور ناهنجاری است
این مساله از دید تو یک سوژه ی تکراری
است
می خواهی از من بگذری دنبال از من بهتری
حالا تو و وجدان تو… این رسم
مردم داری است?
“اذن دخول”م می دهی در “بارگاه” بسترت?
_رفتار تو مانند یک
دوشیزه ی درباری است_
در انقباض لحظه ها من استخوانم خرد شد
تنها گواه ادعایم
ساعت دیواری است
مازندران چشم تو یک مقصد گردشگری ست
یک اررش افزوده بر
بازارهای ساری است
تشنه به خون من شدی…از شعر من سیراب شو
خونی که در شعر من
است از زخم های کاری است
افعال ما تا این زمان جز ماضی مطلق
نبود
تنها “تو را می بوسمت” یک حال استمراری است
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۱۵ ساعت 14:42 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود