توهم درخشان

شاعر : الهه درخشان

در ذهن پیچک روحم
که از شبیخون شرم به لبخند ، سرخ شده
خاطره هایی زخمی
تاب می خورند !
زمان آن رسیده …
می خواهم
از کسی بگویم
که سال هاست
در تیرگی مبهم توهم گناه
پنهان کردم!
کسی که در اسارتش هزاران بار
معصومیتش را کشت
و با نام خودش زندگی نکرد

کسی که شبیه حسرت است
و گاهی
شبیه خشم…
اما خودش می گوید
مقابل آیینه که می رود
شبیه عکس های من است !!