چسب

شاعر : محمدمحسن خادم پور

قبل از آنی که بدانیم چه جوری جور است

یک ، دو، سه گفتیم

دلِ هم چسبیدیم

من که می خوردم گیج

تو نپرسیدی هیچ

روبرو پشت پیچ

بازدریاست ویا تَنگِ خلیج

با چماقی و هویج

روزها چرخیدند

تا به معنای جدید واژه

درفراقِ دل ما

بنویسند چه خون ها تازه

چسبِ بی اندازه