چه دنیاییست
چه دنیایست...
هر کس کار خود دارد
ندارد عاشقی معنا
تگرگ غصه می بارد
صدای باد می پیچد
میان کوچه های شهر
تن فریاد می لرزد
حقیقت رنگ می بازد
چه دنیایست...
همه ماتند و مبهوتن
کسی فانوس در دست نیست
که ظلمت یکه می تازد
چه دنیایست...
نمودن قفل و زنجیرش
چه دنیایست...
بساط مرگ تقدیمش
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۴/۰۷ ساعت 11:0 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود