برو عشقم به خدا سپردمت
هرچقد سختم نباشه رفتنت
من که آسون از تو دل نمیکنم
خودمو فقط دارم گول میزنم

چشای خیس و غریبمو ببین
با خودم میگم هنوز دوسم داری
یه چیزی ته ِ دلم خالی میشه
میدونم که پای رفتن نداری

ولی باز نگام ازت سُر میخوره
با یه بیرحمی خاص میگم برو
میدونم ته ِ دلت میخوای بگی
نمیخوام بدم به هیچکسی تو رو

اما چاره ای بجز جدایی نیس
بیخودی قاصدکارو پَر ندیم
موندن اینجا واسه هردومون بده
به همه عشقمونو خبر ندیم

برو عشقم به خدا سپردمت
برو که محاله اینجا بمونم
برو اما آخر ِ قصه رو من
توی چشم ِ هر دوتامون میخونم

یه روز آخر تو کتابا میخونی
قصه ِ مرگ ِ منو توی صدات
اگه آخرش سکوته حرف ِ من
واسه این بوده بمونم تو نگات

برو عشقم به خدا سپردمت
هرچقد سختم نباشه رفتنت
من که آسون از تو دل نمیکَنم
خودمو فقط میخوام گول بزنم

برو عشقم به خدا سپردمت
این خدافظی رو من دوس ندارم
تو برو پشت ِ سرت درو نبند
من میرم یه کاسه ی آب بیارم