جان هر کس دوستش داری به یادم بوده ای ؟ - مرتضی عباسی زاده
جان هر کس دوستش داری به یادم بوده ای ؟
شاعر : مرتضی عباسی زاده
سینه بعد از رفتنت , با درد و غم پیوند شد
زندگی منهای تو , مانند زندان بند
شد
تا کمی باور کُنی شمع وجودم سوخته!!
گاه گاهی , شعر هایم , همره سوگند شد
عهد کردی تا که ماهی , لااقل یک مرتبه
حال و احوالی کنی , ماه تو اما چند
شد
جان هر کس دوستش داری , به یادم بوده ایی؟
یا جواب این سوال من , کمی لبخند
شد!!
زنده بودن بی تو باور کن , برایم مشکل است
بی من اما , زندگی کردن برایت قند
شد
بغض سنگینی گلویم را فشرده , صبر کن
عذر میخواهم ولی , گویا دلت خرسند شد
کاش امشب عمر باقی مانده پایان میگرفت
تا خبر اید “رها” دیگر رها از بند
شد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ ساعت 19:5 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود