جان هر کس دوستش داری به یادم بوده ای ؟

شاعر : مرتضی عباسی زاده

سینه بعد از رفتنت , با درد و غم پیوند شد
زندگی منهای تو , مانند زندان بند شد

تا کمی باور کُنی شمع وجودم سوخته!!
گاه گاهی , شعر هایم , همره سوگند شد

عهد کردی تا که ماهی , لااقل یک مرتبه
حال و احوالی کنی , ماه تو اما چند شد

جان هر کس دوستش داری , به یادم بوده ایی؟
یا جواب این سوال من , کمی لبخند شد!!

زنده بودن بی تو باور کن , برایم مشکل است
بی من اما , زندگی کردن برایت قند شد

بغض سنگینی گلویم را فشرده , صبر کن
عذر میخواهم ولی , گویا دلت خرسند شد

کاش امشب عمر باقی مانده پایان میگرفت
تا خبر اید “رها” دیگر رها از بند شد