خانه بر دوش

شاعر : مهدی حسینی

مثل کوری که فقط میل به دیدن دارد
دل من میل عجیبی به رسیدن دارد

بفشارم لب بستر شده ات را به لبم
آه ای عشق که…این لحظه چه دیدن دارد

کد خدا گفته حرام ست شراب لب تو
گوش من باز هوای نشنیدن دارد

“چقدر گوشه ی ابروی تو کج میبیند!
چقدر چاقوی تو شکل بریدن دارد!”

در علفزار فقط زمزمه از ناز شماست
جانم این ناز چه نازی ست!خریدن دارد

من سراسیمه به دنبال نگاهت همه عمر
آهوی چشم تو اسکار رمیدن دارد!

حلزونی که به اندازه ی من بی صبرست
خانه بر دوش کجا بخت پریدن دارد

ماهی حوضچه ی پارک تو هم بی تابی
دل من باز هوای خزریدن دارد!!!