قدم می زند عشق

در کوچه های پائیز

در فصل بی هوده گی مهتاب

در انزوای بی حوصلة شب،

همیشه عاشق

تنهایی خویش را در ظلمات شب

با اندک سویی به یاد می آورد،

و چه تنهاست

ستارة عاشقی که از میان

هجوم ابرهای تیرة پائیز

سر برون می آرد به غربت.