غربت
قدم می زند عشق
در کوچه های پائیز
در فصل بی هوده گی مهتاب
در انزوای بی حوصلة شب،
همیشه عاشق
تنهایی خویش را در ظلمات شب
با اندک سویی به یاد می آورد،
و چه تنهاست
ستارة عاشقی که از میان
هجوم ابرهای تیرة پائیز
سر برون می آرد به غربت.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۴/۲۱ ساعت 15:15 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود