گاهی دست در

جیب دیروز بریم،

با دستمال ذوق

از تصویر خاطره غباری گیریم،

چشم ها تیز کنیم

دل را به میهمانی احساس دیروز بریم،

کبوتر شوق را گاهی

بر لانة گذشته پرواز دهیم

تا به باز نشیند

نرگس کاشته شده

در دیروز.

احساس را از سایه گاه آلاچیق امروز

بزیر باران خاطره

برانیم گاهی،

کنار نهر جاری شده از

چشمة دیروز بنشینیم

دست و رویی آب زنیم

یادی کنیم از اقاقی دوست

که در دشت دیروز نهالی بود نوپا

و بدانیم اگر دیروز نبود

آفتابی نمی کرد روشن

پهنای شب

فردا را.