ایلیا
من ایلیا هستم
در بهار با بهانة نرگس خواهم رُست،
در پائیز پرواز را به پرستوها خواهم آموخت.
من ایلیا هستم
صبور، سنگین و آرام،
در بهار با داغ شقایق به سوگ می نشینم
و بر پشت قاصدک ها پیام عشق خواهم آورد.
من ایلیا هستم
با قلبی برهنه تر از خورشید
و با عشقی سوزان تر از اشک.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۴/۲۱ ساعت 15:22 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود