من ایلیا هستم

در بهار با بهانة نرگس خواهم رُست،

در پائیز پرواز را به پرستوها خواهم آموخت.

من ایلیا هستم

صبور، سنگین و آرام،

در بهار با داغ شقایق به سوگ می نشینم

و بر پشت قاصدک ها پیام عشق خواهم آورد.

من ایلیا هستم

با قلبی برهنه تر از خورشید

و با عشقی سوزان تر از اشک.