شعر آبستن واژه است

و واژه امانت مطلق زندگی که بر دوشِ بشر است،

بشر را آرزویی بزرگ در دل شایسته تر است

از آرزوهایی خُرد که در آئینة ذهن تکرار می شوند

و با تلنگر موجی سرد ، کتاب فراموشی

را بر بستر دریای خاطرات ورق می زنند.

بیایید دل را خانه آرزو کنیم

و دل همان آبی لایتناهی دلبستگی ها ست

به بودن ، شدن ، رفتن

و صدف تمنای دریای انتظار

خواب مروارید را خمیازه می کشد

بی آنکه بغض ابری ترکیده باشد .