آرزو
کبوتر فردا از خوشة امروز دانة امید می چیند.
عشق
طنین انعکاس دوستیهاست
و قلب مجمری است از آتش و هوس،
آسمان دشتی است لبریز خواهش،
ستاره گان فانوسکهای آشتی اند
و آفتاب رهواری که فردا را نفس می کشد،
شقایق در عزای داغ کهنة خویش،
غروب، شکست غرور کوه را نظاره می کند،
و آرزو،
آرزو سروی است که بر آستان خدا
سر می ساید.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۴/۲۱ ساعت 15:44 توسط محمد مرفه
|
گاهی گمــان نمـی کنـی و مـی شـود