که عشق اول راه است درد در راه است

شاعر : سعید تاج محمدی

هجوم یک شب تاریک و سرد در پیش است
زمانه هر چه که با ما نکرد، در پیش است

چه کوچه ها، چقدَر جاده، راه و بیراهه
برای رفتن یک دوره گرد در پیش است!

مباز بازی دل را در ابتدای مسیر
که عشق اول راه است، درد در پیش است

درخت پیر سپیدار خوب می داند
بهار رد شده؛ یک فصل زرد در پیش است

سکوت و وحشت شب های شهر مشکوک است
صدای شیهه می آید، نبرد در پیش است