برای روزهای ایستادگی

شاعر : امیرعلی سلیمانی

باد ایستاد
کودکی دوان دوان به سوی خانه رفت
کوچه تَنگ بود
پنجره به پنجره تمام شهر
دیده بان جنگ بود
***
کودک ایستاد
روبروی اشک مادرش
آتش ایستاد
بال های زخمی کبوترش
روی پشت بام خانه سوخت
فرش های شسته روی نردبان گوشه ی حیاط
شانه شانه سوخت
جنگ
با تمام غصه هاش
قصه ای جدید داشت
با تمام سختی اش برای کوچه مان
چند تا شهید داشت
***
کوچه ایستاد
بال های زخمی کبوتری
در هجوم باد کنده شد
کودکی دوان دوان پرنده شد