شروین سلیمانی در ابتدای مراسم «درحلقه رندان» شعر طنزی را قرائت كرد كه در زیر می خوانیم:

در وادی ازدواج گیر افتادم
از بام به یك بشكه قیر افتادم

رفتم بكنم شكار آهو اما
چون گور خری به چنگ شیر افتادم

سلیمانی در ادامه شعر طنز دیگری را خواند كه بخشی از آن به شرح زیر است :

پیك مرگ آمد شبی شوق جهانم را گرفت
تا به خود جنبیدم عزرائیل جانم را گرفت

سرنشین بنز آن دنیا شدم بی گفتگو
مرگ در پس كوچه دنیا ژیانم را گرفت

رد شدم با پای لرزان از پل سنگ صراط
یك فرشته دست های ناتوانم را گرفت...

كاوه جوادیه شاعر و طنزپرداز نیز شعر خود را قرائت كرد كه در بخشی از آن آمده است:

آشیخ حسن، سلام از دور
امروز خدای كعبه و طور

این بنده خود نموده مأمور
تا بار دگر بدون سانسور

گوید نبری ز یاد آن شور
حالا كه شدی رئیس جمهور

گفتیم نه ما چپیم، نه راست
گفتی ره اعتدال با ماست

آن جمعه كه مرد و زن به پا خاست
هجده میلیون نفرتو راخواست

پس از همه وعده ها مشو دور
حالا كه شدی رئیس جمهور

بربند در دروغ گفتن
قفلی ز زبان خلق بركن

قفل در حَصر دوست بشكن
قفلی در اختلاس ها زن

بی بهره مكن كلید مشهور
حالا كه شدی رئیس جمهور

سلول مكان دزد و جانی ست
كی خانه رودكی و ما نیست

با اهل هنر جفا روا نیست
هر كس كه چنین كند روا نیست

جان تو و جان تار و تنبور
حالا كه شدی رئیس جمهور

برخاست ز تخت دیوِ منفور
ایران همه گشته شاد و مسرور

تو مثل سلیمان شده مأمور
در قبضه توست غول تا مور

بر تخت و كله مشو تو مغرور
حالا كه شدی رئیس جمهور

ضحاك و دو مار تشنة خون
كردیم ازین سرای بیرون

برخیز برای حفظ قانون
من كاوه ام و توئی فریدون

دادم به كفت رایت منصور
حالا كه شدی رئیس جمهور

محمد رضا گلزار در ادامه مراسم رباعی خود را كه در زیر آمده است ،برای حاضرین خواند:

دیدم كه دوباره رنگ و رویم مات است
رفتم مطبی كه پر از امكانات است

گفتم دكتر مرا مداوا كن
گفت این جا مطب حیوانات است